تبليغاتX
آتش عشق
عشق و زندگی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 23:48  توسط اشک سرخ آسمان | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 23:46  توسط اشک سرخ آسمان | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 23:45  توسط اشک سرخ آسمان | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 23:18  توسط اشک سرخ آسمان | 

با چه جمله ای بگویم دوستت دارم که تمام وسعتش را به تو برسانم

کدام یک از قطره اشک هایم را به تو هدیه کنم تا تمام اخلاص عشقم را حس کنی

قلبم را همچون شاخه گلی سرخ تقدیم وجود مینایی ات می کنم و با اشک هایم به هدیه ام طراوت می دهم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 0:17  توسط اشک سرخ آسمان | 

کاش میشد لحظه های دور از تو بودن را فریاد زد

کاش همه میدانستند

کاش همه میدیدند

کاش همه درک می کردند

کاش همه کمکمان می کردند

کاش کاش کاش کاش کاش..........

ما خدایی داریم

او به ما کمک خواهد کرد

خدای عشق

خدای راستی ها

خدای ما

......به او توکل می کنیم و از او می خواهیم

به امید روز های زیبا و ماندگار

روز های کنار تو بودن

عزیزم دوستت دارم تا همیشه تا ابد ای هستی و ای روح من

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 0:0  توسط اشک سرخ آسمان | 

                             عشق بسیارزیباست

ولی زیباتر تحمل سختی های رسیدن به معشوق

از خود گذشتن و به

دیگری رسیدن.

عاشق واقعی در اوج سختی ها مشخص میشود

عشق زیباست با خود خواهی

زشتش نکنیم وقدر لحظه های

مقدسش را بدانیم و قدر یکدیگر را

یادمان نرود گاهی خیلی زود

 دیر می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 23:49  توسط اشک سرخ آسمان | 
دستانم را در باغچه میکارم سبز خواهم شد

می دانم میدانم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 22:45  توسط اشک سرخ آسمان | 

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم

صید افتاده به خونم

تو چه سان می گذری

غافل از اندوه دورنم

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

چون در خانه ببستم

دگر از پای نشستم

گوییا , زلزله آمد

گوییا , خانه فرو ریخت سر من

بی تو من در همه ی شهر غریبم

بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی

بر نخیزد دگر از مرغک پربسته نوایی

تو همه بود و نبودی

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من که ز کویم نگریزم

گر بمیرم ز غم دل

با تو هرگز نستیزم

منو یک لحظه جدایی

نتوانم نتوانم

بی تو من زنده نمانم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 0:11  توسط اشک سرخ آسمان | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 18:53  توسط اشک سرخ آسمان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اینجا عشقم را دیدم
در میان خون
انگشتانم را به خونش در آغشتم
و لیسیدم
چرا که خون خودم بود

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آرشیو موضوعی
عشق و اشک خشکیده من
دوستانی که بخشی از قلبم بودند
دلیل بودن من
پیوندها
دفتر خاطرات
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM